اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

408

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

به حكومت آن ناحيه جز صنعاء بازفرستاد و در تمام دوران موسى وضع آن بلاد آشفته بود . فضل بن صالح وارد مصر شد و به هيچكس از مردم حوف كه موسى بن مصعب عامل مهدى را كشته بودند كار نگرفت و آرامشان ساخت و از تعقيب آنان صرف نظر كرد و جز اندكى نماند كه دحية بن اصبغ بن عبد العزيز در ناحيه اهناس [ 1 ] از قريه هاى صعيد مصر با انبوهى از مردم خروج كرد و از طريق راهزنى و ايجاد ناامنى ( بر آن ناحيه ) دست يافت و باج مىگرفت ، پس فضل بن صالح فرماندهى بنام سفيان و مردى از اهل فيوم معروف به عبد الله بن على مرادى را فرستاد تا در جايى بنام صحراى بويط [ 2 ] [ با دحيه ] روبرو شدند و با وى بنبرد ايستادند تا دحيه بهزيمت رفت و در قرموسى كه همان كوره كوزه پزى است داخل شد ، پس او را اسير گرفتند و نزد فضل آوردند تا او را گردن زد و بدار آويخت و سرش را نزد موسى فرستاد . ميان موسى و برادرش ( هارون ) كدورتى پيش آمد و تصميم گرفت تا او را خلع كند و پسر خود جعفر را وليعهد قرار دهد و فرماندهانى را بدان دعوت نمود ، پس بيشترشان مخالفت كردند و چنان صلاح ديدند كه اين كار را نكند و برخى از آنان ( پيشنهاد وى را ) استقبال و تصميم او را در اين كار تاييد كردند و به او اعلام داشتند كه صلاح كشور نيست كه هارون خليفه باشد و يكى از كسانى كه در خلع هارون كوشش فراوان داشت ابو هريره محمد بن فروخ ازدى يكى از فرماندهان ازد بود و موسى او را با سپاهى انبوه فرستاده بود تا سپاهيان جزيره و شام و مصر و مغرب را فراخواند و مردم را بخلع هارون دعوت نمايد و هر كس امتناع

--> [ 1 ] مراصد اطلاع ، گويند حضرت مسيح در اين قريه تولد يافته است . [ 2 ] مراصد الاطلاع ، بويط ، بضم باء و فتح واو ، قريه اى است در مصر نزديك بوصير و قريه اى ديگر در مصر در ناحيه سيوط كه بويطى صاحب شافعى از آنجا است .